یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

یسنا ، نفس مامان و بابا

تولد یکسالگی پرنسس ما

پرنسس کوچک ما یک ساله شد. به سرعت برق و باد. نازم جشن تولدت رو دقیقا روز تولد و بایاد کردن از یکسال شیرین نوزادیش سپری شد و همش برای ما تبدیل به خاطره. 365روزی که من مادر بودم و یباترین ساعات زندگیم راسپری کردم. یکسال است که با خنده هایش خندیدم،با گریه هایش گریه کردم،پابه پایش دست دستی کردم، کلاغ پر کردم و... یکسال است پابه پایش کودکی کردم و لذت بردم. یسنای من حالا 4مروارید در دندان زیبایش دارد،برای مدت به تنهایی می ایستد،مامان وبابا و دد وبه به وآبه ودایی و جوجو و توپ را ادا میکند،عاشق دست دستی ونانای کردن است،عاشق کلاغ پر و دالی بازی.... یسنای من یک ساله است .............................................................. ...
23 شهريور 1394

آتلیه یکسالگی

یسنا جان ،ختر قشنگم من و بابایی شما رو در روز  94/6/3بردیم آتلیه قصر کودک . شما حسابی همراهی کردی و عمو مهربون وخاله هایی که اونجا بودن حسابی ازت عکسای خوشگل انداختن، راستی خیلی از آتلیه قطر کودک راضی بودیم مامانی آخه عکسای خوشگلت رو حتی زودتر از روز درخواستی ما آماده کرده بودن . دختر نازم بقیه عکسای خوشگلت رو در ادامه مظلب ببین   ...
17 شهريور 1394

به گردش شاد شاد

یسنای من،شیرین تر از عسل: جمعه 13/6/94 ما به همراه مامانی جون و دایی و عزیز جون و دایی های مهربون مامان و خاله جونی رفتیم باغ عمو وحید در آهار .خیلی بهمون خوش گذشت یسناخانم داره از سیبای باغ میخوره ،فدای این خوردنت بشم من بعدش یه ذره خوابیدی توی این هوای عالی عمو وحید مهربون غذای شما رو گذاشت بغل آتیش تا گرم بشه تو راه برگشت به ترافیک خوردیم که شما هم از فرصت استفاده کردی و رفتی بغل بابایی   ...
15 شهريور 1394

روزت مبارک لبخند خدا

دختر عزیزم،یسنای نازنم، میوه دلم،پاره تنم، روزت مبارک. قربون دخترم برم عزیزتر از جونم روزت مبارک نفسم امیدوارم زیر سایه حضرت معصوم سالم باشی و پیرو راهشون عروسکم..... خداوند لبخند زد دختر آفریده شد! لبخند خدا روزت مبارک میشــــه اسـم پاکتو رو دل خـــــدا نوشت / میشه با تو پر کشید تــــوی راه سرنوشت میشـــه با عطـر تنت تا خــــود خـدا رسید/میشــه چشــم نازتو رو تن گلهــــا کـشید یسنا گلی روزت مبارک   من از تو گلبنی بهتر ندیدم  / ز تو باغ گلی خوشتر ندیدم میان این همه گلهای عالم / گلی خوشبوتر از دختر ندیدم . . .   اخرین عکسم عکس کوچولویی های من  در کنار عکس شما. ...
25 مرداد 1394

یازدهمین ماه زندگیت

یسنا گلی مامان، یازده ماهگیت مبارک . فرشته کوچولوی ما چیزی دیگه به تولد یکسالگیت نمونده . خیلی زود گذشت ، همش پیش خودم به پارسال این موقع فکر میکردم که روز شمارمون شروع شده بود.... فدات بشم مامان این ماه یه خورده ماه سختی بود ،آخه دندونای بالایی بیرون نمیزنه و شما خیلی کلافه هستی.همش می خوای تو بغل خودم باشی و دیگه همش بهونه میاری و غر میزنی. نگران شدیم بردیمت پیش دکتر و گفتش که مشکل خاصی نیست ولی واسه این که خیالمون راحت بشه واست یه آمایش نوشت. داریم واسه تولدت برنامه ریزی میکنیم و هنوزم تصمیم نگرفتیم که یه تولد خودمونی بگیریم یا اینکه یه جشن بزرگ ا ، داریم دنبال یه تم خوشگلم میگردیم ،ولی انتخاب خیلی سخته ماشالله حسابی با...
15 مرداد 1394

پارک رفتن خانوم طلا

دختر قشنگم ،ابن روزها که بابایی درگیر دانشگاه و نزدیک شدن به امتحاناتش هست من و شما بیشتر بعدظهر ها میریم پارک و شما حسابی شادی می کنی ، عاشق کالسکه سواری هستی اینجا رفتیم پارک دم خونمون و تو راه برگشت مامان رعنا و عمه جون و محمد حسین و فاطمه گلی رو دیدیم و شما حسابی ذوق کردی دخترم تو چه فکری هستی قربونت برم داری ناز میکنی هر کاری کردم نشد ازتون عکس بهتر بگیرم خدا ” تو ” را که می آفرید حواسش پرت آرزوهای “من” بود شدی همان آرزوی من . . .         ...
11 خرداد 1394

این روزهای یسنا جیگر

دختر عزیزتر از جانم این روزها حسابی دلبری میکنی نه تنها من و بابایی بلکه همه از دیدنت لذت می برند. الان دبگه خودت به همه جای خونه سرک میکشی، سینه خیز با سرعت بالا میری و خسته شدی خیلی قشنگ میشینی. من عاشق تغییر حالت هستم ، وقتی داری سینه خیزی میری و چیز جدیدی پیدا میکنی سریع خیلی ماهرانه میشینی که اون لحظه حسابی میچلونمت. عاشق جاروشارژی و کابل لب تاب هستی،لذت میبری از خوردن کابل...... این جا داریم باهم دالی بازی میکنیم، فدای ذوق کردن عمرم اینجا بهت میگم یسنا دوربین رو نگاه کن ،تو هم گوش میدی به حرفم نازنینم این جا هم خونه باباحاجی داری با فاطمه و فاطمه زهرا بازی میکنی   سرمایه ام تویی !...
11 خرداد 1394

گردش و تفریح

دختر گلم جمعه من و شما و بابایی و بهمراه مامانی جون و دایی مهربون رفتیم سمت لواسون واسه گردش. خیلی خوش گدشت عشق مامان. شما هرچی میگذره ماشالله بامزه تر و عسل تر میشی و حسابی ما رو سرگرم می کنی. اینم از عکسای قشنگت قربون دختر خوشگلم برم که تو ماشین عینک دودیش رو زده یسنا گلی درحال خوردن جوجه       ...
25 ارديبهشت 1394

پست معذرت خواهی از دخترم

یسنا گلی مامان رو ببخش اخه امروز وقتی وبلاگت رو نگاه کردم دیدم خیلی از حرفام و اولین های تو جاشون اینجا خالی ..... دخترم مامان رو بخاطر تنبلیش ببخش ،قول میدم عکسای خوشگلت  رو توی پست مرور خاطرات برات بزارم ثاتیه به ثانیه بزرگ شدنت رو حفظم ،همه رو برات میزارم دخترک خانمم یسنایی روز به روز بیشتر عاشقت می شم،حتی وقتایی که خوابی دلم برات حسابی تنگ میشه ،مثل الان.......   ” ماه همیشه پشت ابر نمیماند ” گاهی پشت پلکهای تو روی شانه من بخواب میرود . . . اینم یه عکس قشنگت که جاش خالی بود اینجا               ...
20 ارديبهشت 1394